Suddenly you arrived to my life ,
And I feeled I,m very peaceful.
You arrived and my life overfilled of love.
Now the love grow in my heart ,
And Im very happy,
Because I,m in love.!
Aryana
ناگهان تو رسيدي به زندگي من
و من احساس كردم خيلي آرامم
تو رسيدي و زندگي من پر شد از عشق
الان عشق در قلب من رشد مي كند
و من خيلي خوشحالم
زيرا من عاشقم
دوباره مي رسم به تـو به چشمه ي زلال نور؟
دويــــده ام تمــــام راه ولي تــــو بــاز دور دور
دوباره مي رسم به تو؟ مـــــردّدم ميـــــــان راه
ستـــاره ام اشــاره اي ميان اين شب سيــــاه
دوباره مي رسم به تو! نگو كه خواب ديــده ام
نگو دوبـــاره ماســه را به جــــــاي آب ديده ام
دوباره مي رسم به تو دلــم گـــواه مي دهــد
در اين شبانه ي سياه نشان ز مــاه مـي دهد
دوباره مي رسم به تو و من دوباره مــا شــود
درون قلـب عاشقــــم چه جشنها به پا شــود
دوباره مي رسم به تو به چشم منتـــظر قسم
قسم به نام عاشقـي به تو دوباره مي رسم!
آريانا
سپيد مي شوم، نگاهت كه مي كنم
و به آبي زلال حضورت كه مي رسم
صبور مي شوم
تو در كدام قله ، كدام آسمان به من بال خواهي داد؟
من پرواز را بلد شده ام
و سرود پرندگان را ديريست كه از بر كرده ام
هم آواز من باش
و گاهي برايم بخوان
صداي تو خوش است،
خوشتر از آواز حزين من
و شعرهاي پاره پاره اي كه مي گويم
به سوي من بيا
و براي من بمان،
حضور تو شيرين است،
شيرين تر از هر چه عسل
كه آدمي تا به حال نوش كرده است
نفس هاي من براي به شماره نيفتادن
به تو محتاجند
همنفس من باش
و با من بگرد هزار توي عشق را
كه من عبور از فاصله ها را ياد گرفته ام
بيا و با تبسمي
حصار اين سكوت را بشكن
من پشت همين لحظه منتظرم!
آريانا
در تصورم نبود
اين ما _ ماي عاشق _ دوباره من شدن
در تصورم نبود
اينچنين ز هم جدا شدن
در تصورم نبود " رفتنت "
اينچنين سخت ، اينچنين زود
بي وفايي دست هاي تو
هيچگاه در تصورم نبود.!
آريانا
The stars lighten sky,
The sun lighten world,
But I don,t need them,
Because you lighten my life for ever.!
Aryana
براي رسيدن به تو
از خود عبور مي كنم
و خودخواهي و غرورم را به قربانگاه مي آورم
براي رسيدن به تو
از ديوار سنت ها ، بايدها و شايدها
مي گذرم
و فاصله را به ريشخند مي گيرم
اما دريغ
كه باز به تو نمي رسم.!
Years are like month,
months are like weeks,
weeks are like days, days are like hours
and hours are like seconds,
When you are with me.
" Show me the way take me to love."
unknown
سالها شبيه ماه هستند
ماه ها شبيه هفته ها
هفته ها شبيه روزها روزها شبيه ساعت ها
و ساعت ها شبيه دقايق
زماني كه تو با مني
چه صفايي داشت به هاي هاي گريه تو را خواستن.
![]()
نبودنت فاجعه اي است،
فاجعه اي كه تا آخر دنيا ادامه خواهد داشت
ومن بايد در لحظه به لحظه ي اين فاجعه ،
زندگي كه نه ، بلكه رنج را زندگي كنم.
![]()
آسمان سقف مشترك من و توست و همينم زيباست.
من براي نوشتن ، براي سرودن ، نگاه تو را كم دارم.
براي زيستن بهانه اي لازم نيست اگر در پناه شانه هاي هم باشيم.
چه خيسم زير باران نگاهت ، و چتر ساده ام را باد برده ست.
نگاهت كه مي كنم انگار ، زيستن را هجا مي كنم و ياس را سه طلاق !
Talk to me , and tell me : you love me
Talk to me , and tell me : you never forget me
Talk to me , and tell me : you stay with me for ever
Talk to me ,I love your sound , I love your saing , and I love whatever you say.
aryana
با من حرف بزن و به من بگو: مرا دوست داری
بامن حرف بزن و به من بگو : هرگز مرا فراموش نمی کنی
با من حرف بزن و به من بگو : برای همیشه با من می مانی
با من حرف بزن ِ من عاشق صدای تو ام ِ من عاشق گفته ی توام و عاشق هر آنچه تو می گویی
شراب كهنه اي به من دادي
كه هنوز ، بعد از اين همه سال
من لبالب از شوق و طلب
پي تو مي گردم.
..............
مرا به شهر راه نمي دهند
چون به جاي رمز عبور
نام تو را زمزمه مي كنم،
اما خيالي نيست!
دريچه ي نگاه تو به روي من باز باشد بس؛
بگو همه ي درها را ببندند!
آريانا
Look at stars and see how they fight with darkness,
They will hope us to fight with our painful problems.
aryana
بودنت
بودنت شرار دلنواز آفتاب
در زمستان رنج و خستگي است
بودنت نوازش نسيم
در ميان گيسوان سبز برگ
لاي لاي مهربان يك صدا
در ميان بغض دلشكستگي است
بودنت اميد ، عشق
بودنت طراوت تمام سبزه هاي دشت
براي روح بيقرار من
بودنت تمام زندگيست
نبودنت
نبودنت بودن تمام دردهاي بي دواست
نبودنت آشتي كنان اشك هست
با گونه هاي من
نبودنت مرگ عشق ، آرزو ، نياز و ناز
و سنگسار قلب بي رياي من
نبودنت به يك كلام
نبودن من است.
حتي در آستانه ي بهشت ، از فرط شادي روي بر مي گردانم ؛ چون بشنوم كه مي گويي " دوستت دارم " وقتي ، جايي ، روزي...
Tho'near the gates of paradise ,gladly I'd turn away , just to hear you say " I LOVE YOU " , sometime , somewhere , some day…
ريدا جانسون يونگ
تنها زبان مشترك انسانها در هر كجا كه بوده و هستند آواي قلب هاي آنان است. آواي قلب هـايي كه مهــربانانه همـديگر را مي خـــوانند ، دوست مـــي دارند ، و مهر مي ورزند. بدون هيچ چشمداشتي فقط به خاطرخود عشق.
شما ! هر كه هستي و هــر كجا كه هستي عهـــده دار امانتــي بس گرانبهايي ، امانتي كه خداوند به هنگام خلق بشر آن را در وجودش به وديعه نهاد.
اي امانتدار مهرباني! مهر بورز و دوست بدار تمام آنچه را كه آفريننده ي بي همتــا آفريدست.عاشـــق زندگي و زيستن با كه براي همين آفريده شده اي.
مهربانانه به خالق و مخلوق عشق بورز. هر كه هستي و هر كجا كه هستي.
