تبليغاتX
مهربانانه kindly
از تو می پرسم دوست

چه خبر از دل من؟

که تو بهتر دانی، که چه کردی با من

تو شکیبا ، بی شکیبم کردی

بنگر ـ آنقدر غریبم کردی ، که شبی از شب ها

من غریبانه ترین شعر زمین را گفتم.

 

 

این شعر نمی دونم از کیه ولی چون دوسش داشتم گذاشتمش.!

شاید عکسه هم بهش نیاد فقط امتحانه!

آریانا

 

+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 19:13 توسط آريانا aryana |

امروز یکی از قشنگ ترین شعرای رامی رو براتون گذاشتم امیدوارم خوشتون بیاد:

تا رؤیای پروازم را در این پیله بخشکانی

شعله لازم نیست

در آب جوشانم در بینداز 

وه چه پرواز ناتمامی در سرم بال می زد.

+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 13:59 توسط آريانا aryana |

سياه مي شود خاطرم از نا مهرباني هايت

تو حتي به قدر يك پيامك كوتاه نيز حال مرا نمي پرسي

گذشت اندوهناك لحظه هايم

و هجوم اين همه تنهايي انگار

هيچ برايت مهم نيست

و صدايت گويا وهمي بيش نيست

 كه سراسرفضاي مرا پر كرده است

مثل رؤيايي كه هر چقدر واضحش ببيني

باز خياليست گذرا

 

آه ، مرا ببين

اينجا چه جاي گله گذاريست

كه تو اين روزها حتي

به نوشته هاي من نيز سركي نمي كشي.!

 

 

آريانا

+ نوشته شده در دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 15:37 توسط آريانا aryana |