خیلی وقته چیزی ننوشتم.نمی دونم شاید حرفی واسه گفتن نداشتم. این روزا احساس می کنم سکوت رو بیشتر دوست دارم. از بس حرف زدن حرف زدم اما هیشکی نشنید یا شایدم شنیدن و خودشون و زدن به نشنیدن!
آه مردمانی که رودر رو برایت کف می زنند پشت سر به سایه ات تف می اندازند!
از اینان امید چه مساعدتی می توان داشت؟ دریغ و صد افسوس از این زمانه ی پر از بی اعتمادی . دریغ و هزاران دریغ....
