تبليغاتX
مهربانانه kindly
من محبت های پنهانی نمی خواهم و نگاه های دزدانه پر اضطراب

و امنیتی که به یک تلنگر ساده از هم می گسلد

من تو را با تشویش و دلهره هرگز نخواسته ام ،

من تو را آزادانه می خواهم ، بدون هیچ محدودیتی ، بی هیچ بند و حصاری.

نمی خواهم تو را از دیگری بدزدم،

نمی خواهم تو را به زور از خودت بدزدم،

وقتی خود خودت را از دید اندیشه من پنهان می سازی دیگر چه امیدی است برای ادامه دادن....

 

 

آریانا

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم آبان 1387ساعت 20:54 توسط آريانا aryana |

لعنت به من اگر تو را از خودت گدایی کنم!

این بار دلم را در مشتم می فشارم حتی اگر صدای ضربان تندش گوش هایم را کر کند،

حتی اگر به گاه دیدن تو تمام تنم از طلب بسوزد

و ذره ذره ی روحم از شوق بلرزد،

من تو را به گدایی و التماس نخواسته ام ،

هرگز نخواسته ام.

 

 

آریانا

+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت 22:44 توسط آريانا aryana |

سياه مي شود خاطرم از نا مهرباني هايت

تو حتي به قدر يك پيامك كوتاه نيز حال مرا نمي پرسي

گذشت اندوهناك لحظه هايم

و هجوم اين همه تنهايي انگار

هيچ برايت مهم نيست

و صدايت گويا وهمي بيش نيست

 كه سراسرفضاي مرا پر كرده است

مثل رؤيايي كه هر چقدر واضحش ببيني

باز خياليست گذرا

 

آه ، مرا ببين

اينجا چه جاي گله گذاريست

كه تو اين روزها حتي

به نوشته هاي من نيز سركي نمي كشي.!

 

 

آريانا

+ نوشته شده در دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 15:37 توسط آريانا aryana |

نگهت بیگانه
سخنت نامربوط
من به مهرت محتاج
تو سراپا سنگی سنگ!
تن من پا تا سر شوق
دل من سرتاپا عشق
به سر امید وصال اما
 فاصله صد فرسنگ!
دلت از من دور
چلچراغت بی نور
دست تو یاری گر دست دگری
من و قلبم در جنگ!
زیر لب می گویم:َ
کاش ساده تر بودی
ای سراپایت رنگ!



آریانا
+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 11:55 توسط آريانا aryana |